استانداری که به ورزش علاقه ندارد!!!

شیرین فراز کرمانشاه که بدنبال مشکلات اخیر، از استاندار درخواست کمک کرده بود بدون هیچ گونه دستوری، نامه اش را از استانداری کرمانشاه پس گرفت.به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) منطقه کرمانشاه، به نقل از روابط عمومی باشگاه شیرین فراز ، مدیرعامل این باشگاه در این خصوص اظهار داشت: از زمان بروز مشکلات اخیر بارها از استانداری درخواست حمایت کرده ایم، اما متاسفانه تاکنون به هیچکدام از نامه های ما پاسخی داده نشده است.سلمان کریمی افزود: از ۱۰ روز گذشته طی نامه ای از استاندار کرمانشاه درخواست نمودیم تا به مشکلات ما رسیدگی نماید تا این تیم بتواند در کرمانشاه به فعالیت خود ادامه دهد، اما متاسفانه حتی لای نامه ما هم باز نشده بود.وی افزود: روز پنجشنبه پس از چندین مرتبه مراجعه وقتی متوجه شدم به نامه ای که با هزاران امید به ایشان نوشته شده هیچ توجهی نشده است، نامه را پس گرفتم تا چاره دیگری برای این تیم بدون حامی بیاندیشم.

 مدیرعامل شیرین فراز تاکید کرد:با این شرایط واقعا دیگر امیدی برای ادامه کار نداریم و سعی خواهیم کرد پیشنهادات دیگر استانها را با جدیدت بیشتری مورد بررسی قرار دهیم.وی به طی شدن مراحل انتقال تیم مهرکام پارس تهران به ارومیه با حمایت مسوولین این استان اشاره کرد و اظهار داشت: این استان دو ماه پیش خواستار انتقال شیرین فراز به ارومیه شدند که بدلیل احترامی که برای استان کرمانشاه و مردم خوب این خطه قایل بودیم پرونده آن را بستیم.

مدیر عامل شیرین فراز در خصوص کمک رییس جمهور به شیرین فراز نیز اظهار داشت: علیرغم دستور کتبی رییس جمهور و مراجعات یکساله ما به سازمان تربیت بدنی و نهاد ریاست جمهوری، متاسفانه تاکنون کمک ۴۰۰ میلیون تومانی که قرار بود صورت بگیرد رنگ واقعیت به خود نگرفته است و شیرین فراز بدلیل عدم پرداخت بدهی های گذشته هم اکنون در آستانه سقوط به لیگ دسته دو قرار دارد.سلمان کریمی خاطرنشان ساخت: مردم استان کرمانشاه که ۸ سال در دفاع از نظام و انقلاب بالاترین ایثارگری ها را از خود نشان دادند، لایق بهترین ها هستند و داشتن یک تیم فوتبال کمترین چیزی است که آنها می خواهند. مدیرعامل شیرین فراز در پایان گفت: برای جلب حمایت مسئولان دیگر نمی‌دانیم باید چکار کنیم و متاسفانه سقوط و از بین رفتن تیم پرطرفدار شیرین فراز انگار برای کسی مهم نیست و این همه هوادار و طرفدار و نیز اعتباری که فوتبال استان از قبل شیرین فراز به دست آورده برای کسی اهمیت ندارد.

نقدی بر جواد خیابانی


عصر ایران ورزشی، اهورا جهانیان- گزارش جواد خیابانی در بازی بارسلونا – رئال مادرید، هر چند که تا حدی بهتر از سایر گزارشهای ضعیف این گزارشگر بود، ولی می تواند بهانه ای باشد برای بررسی عملکرد خیابانی.
 جواد خیابانی از اوایل دهه 70 وارد تلویزیون ایران شد و به تا جام ملتهای آسیا در سال 1375، به عنوان گزارشگری حاشیه ای، که بازیهای کم اهمیت را گزارش می کرد، در تلویزیون فعالیت داشت.
 تا پیش از جام ملتهای 1996 ( 1375 ) آسیا، شفیع و بهروان و صالح نیا گزارشگران اصلی تلویزیون بودند که جام جهانی 90 و جام ملتهای اروپا در سال 1992 و سپس جام جهانی 1994 را گزارش کردند. ( البته در جام 94 جهانگیر کوثری هم به جمع گزارشگران سیما اضافه شده بود. )
 خیابانی از جام ملتهای 96 برای فوتبالدوستان ایران به چهره ای شناخته شده بدل شد. وی در آن جام ملتها تا قبل از بازی ایران – کره جنوبی، هنوز همان مرد خجالتی و محجوب روزهای آغاز کارش در تلویزیون بود. فقط بازی را گزارش می کرد و پس از بازی هم در برابر مفسر برنامه اظهار فضل نمی کرد. نجیبانه سئوال می پرسید و جواب می شنید.
 اما پس از پیروزی 6 بر 2 ایران در برابر کره جنوبی، یخ خیابانی هم شکست. با فتح الفتوح تیم ملی ایران، آتشفشان میهن پرستی خیابانی هم فوران کرد و از آن پس رفتار و گفتارش در برابر دوربین سیما تغییر کرد. پیش از بازی با عربستان در نیمه نهایی همان جام، خیابانی دیگر شومنی کامل شده بود.از آن هنگام به بعد، دیگر خیابانی ای دیگر را در تلویزیون دیدیم. گزارش تاریخی بازی ایران – استرالیا هم مزید بر علت شد که جواد آقا در تلویزیون بیش از پیش احساس راحتی کند.
 خلاصه اینکه به تدریج جواد خیابانی خجالتی بودن و گزارشگری صرف را کنار گذاشت چرا که اکنون تلویزیون " خانه " او بود و او می توانست در حین بازی هر جور که می خواهد گزارش کند و در حین گزارش هر چه که دوست دارد بگوید. یعنی خیابانی مقید بودن به ظوابط یک گزارش حرفه ای و خوب را کنار گذاشت و بر پایه اهواء خویش هر چه که می خواست می گفت.
 مثلاً در بازی ایران و عربستان در مسابقات راهیابی به جام جهانی 2002، در اواخر بازی که پیروزی 2 بر 0 ایران بر عربستان مسجل شده بود، گفت: " عربستان امروز در حد یک تیم روستایی بازی کرد. " بدیهی است که هیچ گزارشگر عاقلی رقیبی جدی که همواره از او شکست خورده ایم، این گونه حرف نمی زند ولی خیابانی برای اینکه " عقده های  ضد عرب" خود را بگشاید، چنان حرفی زد و این یعنی گزارش بازی بر پایه اهواء گزارشگر. اما چه شد که خیابانی هم به سرنوشت بهرام شفیع بدل شد؟ پاسخ همان است که در ابتدا گفتیم. وقتی که تلویزیون برای گزارشگر به " خانه خاله " بدل شود، او احساس می کند در حین گزارش می تواند بگوید هر آنچه را که دل تنگش می خواهد.
 علاوه بر این خیابانی نیز مثل شفیع، گرفتار نوعی خودشیفتگی است که نه تنها گزارش وی را بی کیفیت می کند بلکه اعصاب بینندگان را هم خرد می کند. برای خیابانی مهمترین چیز در حین گزارش، حرف زدن خودش است و حرفهای خودش.
 
ادامه نوشته