نقدی بر جواد خیابانی
بسیار پیش آمده است که خیابانی در حال طرح موضوع خاصی بوده و ناگهان
صحنه مهمی پیش آمده است، ولی او باز هم حرف خودش را دنبال کرده است. انگار
که حرف زدن او مهمتر از گزارش بازی است! و انگار که پای تلویزیون نشسته
اند تا افاضات جواد خیابانی را بشنوند ولو در صحنه ای که رئال مادرید در
حال گشودن دروازه بارسلونا است.
مثلاً در دقیقه 26 بازی بارسا – رئال، یک توپ خوب توعمق در اثر ضربه
سر پویول به پدرو رسید و پدر و هم در حال پیشروی به سمت محوطه جریمه رئال
بود، ولی خیابانی از آنجایی که مشغول صحبت درباره نحوه جاگیری بازیکنان
بارسا در صحنه قبلای بود، حاضر به گزارش لحظه پیشروی پدرو به سمت هجده قدم
رئال نشد.
علت این خصلت خیابانی چیزی جز خودشیفتگی نیست؛ زیرا آدم خودشیفته،
اگر توان سخنوری داشته باشد، با حرف زدن خودش خیلی حال می کند ( ! ) و
معمولاً توان قطع کردن سخن خود را ندارد. و گر نه چه کسی باور می کند که
خیابانی قدرت درک این نکته بدیهی را نداشته باشد که پرداختن او به یک نکته
حاشیه ای در حین گزارش، در برابر صحنه حساسی که در حین بازی پدید آمده
است، هیچ ضرورت و اهمیتی ندارد.
خیابانی این نکته را می داند ولی توان به کار بستن آن را ندارد. یعنی
می داند که حرکت مسی به سمت محوطه جریمه رئال مادرید به مراتب مهمتر از هر
حرف دیگری است که او در آن لحظه از بازی مشغول بیان آن است. ولی دانایی
همیشه توانایی نمی آورد. آنچه که مهم است این است که جواد آقا به خودش
توهین نکند. اگر او حرفش را نیمه کاره رها کند، یعنی برای حرف خودش ارزش
قائل نشده است و اگر او برای خودش ارزش قائل نشود، چطور می تواند از
دیگران بخواهد برایش ارزش قائل شوند؟!
علاوه بر این ها، جواد خیابانی همانند پیمان یوسفی دید خوبی در حین
گزارش ندارد و بارها و بارها شاهد بوده ایم که متوجه فعل و انفعالات بازی
نشده و در توضیح ماوقع، ره به خطا سپرده است.
مثلاً در همین بازی چند شب پیش رئال و بارسلونا، ضربه آزاد ژاوی
بازیکن بارسلونا، در دقیقه 30 به دست یکی دو بازیکن دیوار دفاعی رئال خورد
اما اور خطای هند نگرفت و بازی ادامه پیدا کرد. در ادامه بازی، بازیکنان
رئال در میانه میدان بر روی بارسلونایی ها خطا کردند و داور به نفع
بارسلونا خطا گرفت و به ژاوی هم بابت اعتراضش نسبت به صحنه قبل، اخطار
داد.
اما توضیح خیابانی درباره تمام این فعل و انفعالات این بود که ضربه
ژاوی به دست بازیکنان رئال خورد و داور هند را نگرفت و ژاوی در ادامه بازی
در وسط زمین خطا کرد و به دلیل خطایش اخطار گرفت! و چند ثانیه بعد که
بارسلونایی ها توپ را به گردش درآوردند، " آقای اعصاب خرد کن " درباره
توضیح مضحکش هیچ توضیحی نداشت و حتی شجاعت عذرخواهی نسبت به خطای فاحش خود
را هم نداشت و خرمن خطایش را به باد سکوت سپرد تا در زمین ضمیر بیننده
پراکنده شود.
سکوتهای اعصاب خرد کن خیابانی در حین گزارش بازی، از دیگر نقاط ضعف گزارشگری اوست. علت این سکوتها احتمالاً مشغولیت او به لپ تاپش است. مثلاً در بازی رئال و بارسلونا، در دقیقه 37 حساس ترین فرصت رئال در نیمه اول ایجاد شد که طی آن ضربه سر بازیکن رئال در شرایط بسیار خطرناکی از روی دروازه بارسلونا راهی اوت شد اما گزارشگر پر حرف ما خواب بود و روی این صحنه لام تا کام حرف نزد.
البته گاهی اوقات هم جواد آقا واقعاً خوابش می آید. مثلاً در بازی
حساس و دیدنی یوونتوس و رئال مادرید در نیمه نهایی لیگ قهرمانان 2003،
خیابانی نه تنها کم حرف می زد بلکه در لابلای سکوتهای طولانی اش، صدای
خمیازه اش نیز به گوش می رسید!
باری در نقد جواد خیابانی، سخن بسیار است و نکته ها چون تیغ پولاد است تیز. باشد که روزی عملکرد این گزارشگر را به تفصیل به نقد بکشیم و داوری کارشناسان و افکار عمومی را راجع به گزارشگری جواد خیابانی جویا شویم. جام جهانی 2010 فرصت خوبی است تا خیابانی اصلاحاتی را در شیوه گزارشگری اش اعمال کند.
+ نوشته شده در ساعت توسط سيدمرتضي
|